مدیریت تغییر
نویسندگان: دکتر محمد ایازی - علی فتح الله زاده خویی (دانشجوی دوره دکتری)
واژه های کلیدی: تغییر، مدیریت تغییر، مدیریت سازمان.
جهان همواره در حال تغییر و تحول است و ادامه حیات ذرات هستی در گرو همین تغییرات است. تغییر در همه پدیدههای جهان جریان دارد و این تنها به طیف خاصی محدود نیست. تغییر پیش از پیدایش بشر وجود داشته و همیشه نیز وجود خواهد داشت. چه در غیر این صورت، در هر موقعیت و لحظه از زمان، انتقال به زمان و شرایط بعدی ممکن نخواهد بود. بشر همیشه درصدد ایجاد تغییرات مثبت، مهار تغییرات منفی و مبارزه با آثار آن بوده است و سعی نموده است که تغییرات را مدیریت نماید تا از آثار زیان بار آن در امان بماند. سازمانها و بنگاههای اقتصادی نیز در دنیای پرشتاب امروزی دائماً در حال تغییر و تحول هستند و سازمان هایی میتوانند باقی بمانند که برای بقای خود مزیت رقابتی بوجود آورند. سئوالی که به ذهن متبادر می شود این است که آیا تغییر فرایندی مثبت است یا منفی؟
علت این همه تفاوت بین مرد و زن در چیست؟...آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟
ادامه مطلب...
ضمانت آهو
ممکن که نیست آبی دریا کشیدنت
باید به قدر تشنگی اما چشیدنت
ادامه مطلب...

دو تا، دوباره دو تا خط ؛ دو تا که می آیند
دو تا مسافر کرب و بلا که می آیند
دو تا که دورتر از دور لانه ساخته اند
برای دیدنت ای آشنا که می آیند
برای دانه برای تنفس خورشید
*سمیه ترابی
ادامه مطلب...
حامد ::: شنبه 85/9/25::: ساعت 1:6 عصر
نظرات دیگران: نظر

*سمیه ترابی
چقدر پاره ی آتش ! چقدر طاق حریر
به ارث برده تنت از صلات ظهر کویر
فقط شرارت شیطان و سحر ساحره هاست
که جا گرفته در این مهره های مشکی سیر
میان موی تو با شب شباهتی ست که باد
برای پرسه زدن مانده با خودش درگیر
چه سرنوشت قشنگی خدا رقم زد تا
همیشه در تو شوم بوته بوته بوته اسیر
خودی نشان بده تا باز بعد این همه سال
دلش به آب بیفتد قنات خاکی پیر
تو را که سوژه ی نقاش های دنیایی
خدا شبیه خودش می کشید در تصویر
قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند . . . مریضی شفا گرفت
ادامه مطلب...
چقدر با تو کبوتر ، چقدر با تو نگاه
چقدر آینه اینجا نشسته راه به راه
چقدر آمده و دل سپرده و رفته
چقدر مثل من اینجا رسیده تازه ز راه
سپهر سجده بر این در کند غروب غروب
فرشته بوسه بر این در زند پگاه پگاه
نمانده است برایم به جز دو گونه خیس
همینکه دیده ام از دور گنبدت را ..... آه
به چلچراغ تو امشب دخیل می بندم
دلم گرفته از این اتفاق های سیاه
ببین چگونه ز جور زمانه غدّار
کنار صحن تو آهوی دل گرفته پناه
فشانده است مرا روزگار خون در دل
نشانده است مرا آسمان به روز سیاه
میان خلسه و بی تابی ام که می شنوم
صدای دلکش نقاره خانه را ناگاه
جواب این همه دلتنگی مرا بدهید
آهای آینه های نشسته بر درگاه
*عباس شاهزیدی از اصفهان
بازدید دیروز: 27
کل بازدید :100378
آپاتیه دیروز ... آباده امروز
قلم
اداره کل میراث فرهنگی استان فارس
بانک اطلاعات مسافرتی ایران
سایت دولت
مجتبی کاریکاتوریست
آوای آزاد
